خرید بک لینک
زیستن یعنی جدا شدن از آن چه بودیم برای رسیدن به آن چه در آینده ی مرموز خواهیم بود. دیالکتیک تنهایی - خشایار دیهیمی

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 16:51

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 16:51

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 16:51

دنیا بدون «دوستت دارم» با صدایی مردانه جای نا امن و ترسناکی ست … دنیا بدون صاحبان کفش های ۴۲ و بزرگ تر ردپای خوشبختی را کم دارد ... "حسنا_میرصنم"

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 16:51

چشمانم را که باز کردم دشت یاسمن، بوی آغوش تو بود که تمامی احساسم را درخود جای داد حسی غریب در من پرسه می زند انگار سالهاست بذر وجودم در این سرزمین مأوا دارد عطر تنت آشناست لطافت سبزه زار دلدادگی ات طراو

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 16:51

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 16:51

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 6:42

به دست هایم شک نکن به عاشقانه هایی که کشیده ام روی پوست تن ات و به حرف هایی که هر از چند گاهی نمی زنم! من اینجا یک فنجان نیم خورده دارم یک صندلی کنار بی حوصله گی هایم و صداهای زندانی که گاه گاه سر می کشند از استخوانهایم از موهایم سینه ام و ریز ریز می شوند روی پیراهن غروب ... "ناهید عرجونی"برچسبها: ناهید عرجونی

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 6:42

اي كاش كه عكاس شخصي ات بودم هر بار كه زيبا مي خنديدي عكس را عمدا خراب مي كردم و تو باز مي خنديدي و من عكس به عكس عاشق تر مي شدم#امیرحسین_حسین_زاده

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 6:42

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 6:42

مگر می شود بوی "تو" را داشت و خاطراتت را بوئید و تو نباشی و اشک نباشد؟!! واااای باز آبی پوشیده ای؟ چقدر به تو می آید این لباس می دانی؟ آبی توئی وقتی عاشقی همین... آبی از تو رنگ می گیرد مهربان من که پا به پای تو آمد

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 6:42

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 6:42

روزگارم را اگریک روز نقاشی کنم یک قفس با خاطرات یک قناری میکشم

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 6:42

تو در هوای تمام شعرهایم جا مانده ای خودت را که از بیت هایم می گیری هوای جملاتم ابری می شود با من بمان تا پاییز شعرهایم با تو اردیبهشتی شود...

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 6:42

دلم می خواهد یک نفر ماشه را توی آینه بچکاند بعد هزار بار صندلی را از زیر پای چشم هایم بکشد یک نفر باید باشد که من را توی راه دست هات  ترور کند وگرنه پایان این فیلم هیچ وقت رنگی نمی شود حالا سرخی لب های تو با&#

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 6:42

چگونه رود می رود به سمت بیکرانه ها که ابر گریه می کند برای رودخانه هاپرنده غافل است از اینکه تندباد می رسد وگرنه باز هم بنا نمی شد آشیانه هاو اینچنین که اینهمه زِ عشق رنج می برند مرا غمِ تو می کِشد در آتش بهانه هاچراغ و چشمِ آسمان! ستاره ها تو، ماه تو پس از تو تار می شود شب ِ تمامِ خانه هااگرچه زخم می زنی ولی ترا نوشته اند به روی صفحه ی دلم خطوطِ تازیانه هاخلاصه بر درخت ِ دل تو باید آشیان کنی وگرنه می سپارمش به دست موریانه ها. "زنده یاد نجمه زارع"برچسبها: نجمه زارع

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 6:42

موج می زند بر کلافگی خیابان حضور خسته ی آفتابشهر پر از ماهی هایی ست که تا ارتفاع هزار پا از سطح دریا در آکواریوم آرزوهای شان برج می سازند یک نفر در خیابان فریاد می زند : باید در ابرها شنا کرد"بارما شریبی "

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:13

http://islamicpics.ir/wp-content/gallery/hadith/hadith-hazrate-mohammad-04.jpg

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:13

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:13

1158

وقتی که پنجره ها

یک به یک ...

بسته می شوند

وقتی که کورسوی امید

نیز

ره به جایی نمی برد

باید سکوت کرد

منتظر نشست


شاید !!!

ققنوس زمان

در حال پوست اندازی است

#منصور_پاک_بین


برچسبها: مثبت, زندگی

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 18:49 توسط محمد |


برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:13

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:13

ایستادی که را ببینی باز؟ باغبانی که نوبهار ندید؟ یا کسی را که مرگ بوسیده؟ جز غم از دست روزگار ندیدحال و روزم شبیه چوپانی ست، که سر از ناکجا درآورده گله اش روی ریل جا ماند و، چشم راننده ی قطار ندیدمثل سربازی ام که بعد از پاس، وقت توزیع نامه ها خوشحال داخل صندوقش نگاهی کرد، هیچ چیزی بجز غبار ندیدپدری خسته ام که شب هنگام، وعده با بچه دزدها دارد... دست از پا درازتر برگشت، هیچ کس را سر قرار ندید حس این روزهای من مثل، بوفه داری کنار جادّه است چانه اش روی دست خشکیده، راه را دید و یک سوار ندیدداغ من را دقیق تر بشناس؛ ناخدایی که ماند در ساحل نه که از موجها بترسد؛ نه... عرشه را سخت و استوار ندیدایستادی که را ببینی باز؟ آنکه از من سراغ داری رفت آنکه از من سراغ داری مُرد، آنکه در خویش اقتدار ندید سید سعید صاحب علمبرچسبها: سیدسعیدصاحب علم

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:13

بچه که بودم ، فکر میکردم زنها فقط مادران خوبی هستند؛ نمیدانستم ، بهانه بازگشت سربازان از جنگ، یا بالا رفتن پرچمهای صلح، یا پارو زدنهای قایقرانان در امواج سهمگین، یا خلق بهترین شعرهای عاشقانه جهان،

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:13

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:13

ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ،ﺁﻧﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﺁﻏﻮﺷﺶ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ ﻭ ﯾﮏ ﺩﻧﯿﺎ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺑﮕﺸﺎﯾﺪ. ﻫﯿﭻ ﻧﮕﻮﯾﺪ،ﻫﯿﭻ ﻧﭙﺮﺳﺪ... نزاﺭ_ﻗﺒﺎنی

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:13

همیشه یکی هست که درست جایی که انتظارشو نداری میاد ..... جایی که باید بمونه میره.........

برچسب: نویسنده: آیلین کمالی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 15:13

صفحه بندی